پاکستان

سحرگاه، پیش از آنکه خورشید نوک نیزههای طلایی خود را از پشت دیوارهٔ کوهها بیرون بکشد، صدای زمزمهوار رودخانه سند مانند نوایی مقدّس از پنجره به درون میخزید. امروز، روز دیگری بود که خود را بیقید و شرط به نقشههای مهدی سپرده بودم، همانند پرندهای که به مسیر باد اعتماد میکند. نفسهایم در هوای تیز و سرد صبحگاهی، ابری کوچک میساخت و ناگهان ناپدید میشد، گویی رازهایی بودند که فقط به کوهها سپرده میشدند.

آن سوی شیشه، قلّههای سفیدپوش قراقروم، همچون غولهای آرام و ابدی، در نور طلایی سحر غرق شده بودند. خورشید تازه از پشت کوهستان بالا میآمد. کوهها آنقدر نزدیک به نظر میرسیدند که گویی میتوانستم سرم را از پنجره بیرون ببرم وبرفها را با نوک انگشتانم لمس کنم. هوای سرد و پاک صبحگاهی از لای درز پنجره به درون نفوذ میکرد و صورتم را نوازش میداد. صدای آرام جریان رودخانه سند از دوردست به گوش میرسید. بر روی شیشه پنجره، نقش و نگارهای یخی که حاصل شب سرد اسکاردو بودند، خودنمایی میکردند.

هواپیما در حرکتی نرم، حلقهوار بر فراز درّههای شمالی پاکستان چرخید و ناگهان، اسکاردو از پشت پنجره، آرام و درخشان، رخ نمود. خانهها همچون تکههای کوچک یک پازل رنگین، بر دامنهی کوه چسبیده بودند و کوچهها، خطهایی نازک و درهم، آنها را به هم میدوخت. آنچه در عمق درّه توجه را فوراً به خود جلب میکرد، رود ایندوس بود، این شریان حیاتی و تاریخی که چون اژدهایی نقرهفام از میان کوههای عظیم هیمالیا راه خود را میگشود.

با پروازِ «سلام ایر» از مسقط به سمت اسلامآباد در راه بودم. هواپیما آرام در آسمانِ عمان پیش میرفت و من در حالی که هنوز در فکرِ تجربههای تازهام در عمان بودم، خودم را برای قدم بعدی سفر آماده میکردم. پذیرایی مسافران رو تیم پروازیِ سلام ایر انجام میداد. بلیط من در کلاس پروازی لایت قرار میگرفت. وقتی صحبت از کلاس پرواز لایت میشود، در واقع شما ارزانترین گزینه ممکن را انتخاب کردهاید که در ازای آن با محدودیتهای زیادی روبرو خواهید بود.

پروازم از مشهد به مسقط به پایان رسید و وقتی هواپیما در فرودگاه بینالمللی مسقط فرود آمد، برای اولین بار پایم به خاک عمان گذاشت. اولین تصویری که از این شهر دیدم، منظرهای بود که در آن ساختمانهای پراکنده و کمرنگ در میان کوهها و تپههای خشک جا گرفته بودند. این تصویر، برخلاف شلوغی و تراکم مشهد، حس آرامشبخش و عجیبی به من داد.

کالاش قومی هندوایرانی ساکن هندوکش است. آنها در ناحیه چیترال، استان سرحد در شمال شرقی پاکستان سکونت دارند و به زبان کالاش از زبانهای هندوایرانی شاخه داردی سخن میگویند. کالاشها آخرین جامعهای هستند که کیش کهن آریایی را زنده نگه داشتهاند و جمعیت آنها حدود ۶ هزار نفر برآورد میشود. کالاشها از اصیلترین مردمان آریایی هستند. فرهنگ مردم کالاش بسیار منحصر بفرد و کاملاً متفاوت از اقوام همسایه ایشان است و به همین جهت این قوم بسیار مورد توجه مردم شناسان قرار گرفتهاند.

پاکستان کشوری ناشناخته است که خیرهکنندهترین و منحصر به فردترین مقاصد گردشگری برای کاوش را دارد. چه به دنبال ماجراجویی باشید یا صرفا دنبال یک استراحت آرام، در پاکستان متناسب با سلیقه شما، یک مقصد گردشگری وجود دارد. از قلههای پوشیده از برف هیمالیا گرفته تا درههای سرسبز در سوات، بهترین و زیباترین و رویاییترین مکانها برای بازدید در دسترس شما هستند. در این نوشتار 10 مقصد برتر و محبوب این کشور معرفی میشود.
