تبت

تدفین آسمانی یکی از آیینهای سنتی مردم تبت برای بدرقه درگذشتگان است. در این آیین، پیکر فرد متوفی به مکانی مشخص در کوهستان منتقل میشود تا خوراک لاشخورها (کرکسها) شود. بوداییان تبتی بر این باورند که روح جاودانه است و مرگ تنها آغاز زندگیای تازه محسوب میشود. بنابراین، به جای آنکه بدن بهطور طبیعی تجزیه شود، اهدای آن به موجودات دیگر نوعی بخشش و صدقه به شمار میآید که روح را از جسم رها کرده و مسیر تولد دوباره را هموار میکند. این شیوه در میان مردم عادی تبت بسیار رایج است.

با توقف اتوبوس در مقابل فرش سبزرنگِ زمین بیسکمپ، گویی اورست با تمام شکوه و عظمتش به استقبالم آمده است. چومولونگما (الهه مادر زمین) آنجا ایستاده، با یخچالهایی که گویی آسمان را میخراشد. قدم به بیرون میگذارم و باد سردی که از سوی قلّه میوزد، صورتم را میسوزاند، امّا هیجان، گرمای بیپایانی در وجودم میدمد. به سوی کمپ حرکت میکنم؛ سیاهچادرهایی که همانند اقامتگاههای عشایر تبّتی به نظر میرسند. داخل سیاه چادر میشوم و بر خلاف انتظار میبینم که جهان درونشان با بیرون کاملاً متفاوت است.

صبح در شیگاتسه از خواب بیدار میشوم. هوایی که نفس میکشم پاک و خنک است، انگار جهان را بارانی تازه شسته و روح کوهستان در آن جریان دارد. پنجره را که باز میکنم، نسیمِ سوزناکِ هیمالیا گونهای از بیداری را به من هدیه میدهد. هنوز ردِ قطرههای باران روی شیشه مانده، مثل یادگاری از شب گذشته.

پس از تجربههای بهیادماندنی در دریاچه یامدروک، یخچال کارولا و دریاچه مانلا، به شهر تاریخی گیانتسه رسیدیم. شهری که گویی در میان دشتی وسیع، زیر سایه قلعه مستحکم دزونگ قد برافراشته است. گیانتسه با ارتفاعی نزدیک به ۴۰۰۰ متر، سوّمین شهر بزرگ تبّت محسوب میشود و صومعه پالچو با چرخهای دعای رنگارنگش، از دور خودنمایی میکرد.

پشت سر گذاشتنِ دریاچهی یامدروک سخت است، امّا جاده مرا به سوی افقهای تازه میکشاند. کمکم، ارتفاع جاده بیشتر میشود و هوای رقیقتر، نفسها را کوتاهتر میکند. کوههایی که تا دیروز در دوردست بودند، حالا آنقدر نزدیکاند که گویی میتوانم صخرههایشان را لمس کنم. اینجا، زمین به آسمان نزدیکتر است و من، در میانهٔ این دو، احساس میکنم گمشدهای میانِ ابدیتها هستم.

خداحافظی با لهاسا... این شهری که چند روزی میزبانم بود، با آن هوای پاک و آسمان آبیاش، حالا دیگر وقتِ وداع است. نشستهام روی صندلیِ چوبیِ یک چایخانهی سنّتی و آخرین جرعههای چایِ شیرینِ تبّتی را مزه میکنم و به رفتوآمدِ مردم نگاه میکنم. زندگی اینجا جریان دارد، آرام و بیوقفه، گویی هیچ کس نمیداند دلم برای این خیابانهای پر از جنبوجوش چقدر تنگ خواهد شد.

صبح زود با طلوع آفتاب به دیدار معبد جوخانگ رفتم، قدیمیترین و مقدسترین معبد لهاسا که زائران تبتی با چرخهای دعا در دست، دور آن طواف میکردند. فضای پر از عطر چراغهای کرهای و صدای زمزمه مانتراها مرا به دنیایی دیگر برد. پس از چند ساعت گشتوگذار در اطراف معبد، تصمیم گرفتم برای صرف ناهار یک رستوران با غذای حلال پیدا کنم. آرم حلال بر بسیاری از رستورانها در شهر لهاسا دیده میشود.

امروز صبح با قلبی لبریز از اشتیاق از هتل خارج شدم. پس از بازدیدهای به یاد ماندنی از کاخ پوتالا، صومعه دری پونگ و معبد سرا، امروز نوبت به زیارت مقدسترین معبد تبت، معبد برخار رسیده بود. خیابانهای اطراف معبد حال و هوایی منحصر به فرد داشتند، آمیختهای از تقدّس و زندگی روزمره تبّتیها.

صبح زود از هتل خود در مرکز لهاسا بیرون میآیم. هوا هنوز خنک است و بوی عود و کندر از فروشگاههای کوچک اطراف به مشام میرسد. خیابانهای باریک و سنگفرش شده شهر پر از زائرانی است که با چرخهای دعا در دست به سوی معابد مختلف در حرکتند. من هم مسیر خود را به سوی غرب لهاسا، به سمت کوهستان گوپیل آغاز میکنم. از جلوی کاخ پوتالا میگذرم که در نور طلوع خورشید مانند قصری رویایی میدرخشد.

امروز روز موعود بود؛ روزی که قرار بود از قصر پوتالا، این نماد باشکوه بودیسم تبّتی و یکی از شگفتانگیزترین بناهای تاریخی جهان دیدن کنم. پس از صرف یک صبحانه سبک در هتل، به همراه لیدر محلیام، تنزینگ، به سمت این قصر افسانهای حرکت کردیم. هوای لاسا کمی سرد بود، اما آفتاب درخشانِ صبحگاهی حال وهوای خاصی به شهر داده بود.

درب قطار به آرامی بازشد و نسیم خنکی که با نمنم باران عجین شده بود، صورتم را نوازش داد. هوای لهاسا، پایتخت تاریخی تبت، حتی در فصل گرمایش هم طراوت کوهستان را در خود دارد. بارانِ سبک، خیابانها را شسته بود و انعکاس نور در کوچهپسکوچههای شهر، جلوۀ دیگری به لهاسا بخشیده بود.

قطار از شهر چنگدو به سمت شهر شنینگ در شمال چین حرکت میکرد. در شهر شنینگ باید قطار را عوض کرده و با قطار معروف تبت به سمت شهر لهاسا حرکت میکردم. راه آهن چینگهای - تبت اوّلین راه آهن به تبت است که تبت را با سرزمین اصلی چین پیوند میدهد و به تاریخ تبت بدون ریل پایان میدهد.

هواپیما به آرامی روی باند فرودگاه چنگدو نشست. همان لحظه که در هواپیما باز شد، رطوبت گرم هوا مثل پتویی نرم روی صورتم نشست و عطر تند فلفلهای سیچوانی مشامم را پر کرد. با خودم فکر کردم: "خدای من، اینجا بوی زندگی میدهد!" سوار تاکسی شدم و در مسیر هتل، چشمهایم از تماشای تضاد عجیب شهر گشاد شد.

در سفر به تبت، با رسم منحصر به فرد تدفین آسمانی (Sky Burial) آشنا خواهید شد. این سنت که در مناطق دورافتاده هیمالیا رواج دارد، از اهمیت فرهنگی و معنوی عمیقی برخوردار است. به عنوان بخشی جداییناپذیر از باورهای بودایی تبتی، این روش تدفین نماد رهایی روح از قفس جسمانی است. در این مقاله با جزئیات این رسم سنّتی و نحوه اجرای آن توسط تبّتیها آشنا میشوید.

سفر به اردوگاه پایه اورست در تبت، تجربهای معمولی نیست. این سفر برای بسیاری یک هدف بزرگ است و نیازمند برنامهریزی و آمادگی دقیق چه از نظر مالی، جسمی یا ذهنی میباشد. به همین دلیل، این راهنمای جامع را تهیه کردهایم تا به شما کمک کند از این ماجراجویی خارقالعاده نهایت استفاده را ببرید. ایستادن در پای کوه عظیم اورست و تماشای زیبایی خیرهکننده «بام جهان» تجربهای بینظیر است. ما نمیخواهیم احساس کنید چیزی را از دست دادهاید یا با شگفتیهای ناخوشایند غافلگیر شدهاید.

یخچال کارولا (Karola Glacier) یکی از جاذبههای طبیعی شگفتانگیز در منطقه تبت چین است که در مسیر جادهای به سمت شهر شیگاتسه (Shigatse) قرار دارد. این یخچال در ارتفاعی حدود 5250 متری از سطح دریا واقع شده و بخشی از رشتهکوه هیمالیا محسوب میشود. یخچال کارولا به دلیل زیبایی خیرهکننده و مناظر بینظیرش، یکی از مقاصد محبوب برای گردشگران و علاقهمندان به طبیعت است. این یخچال با لایههای ضخیم یخ و برف پوشیده شده و در طول سال، منظرهای تماشایی را به نمایش میگذارد.

کاخ پوتالا یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری در شهر لهاسا، پایتخت تبت، است. این کاخ از نظر تاریخی و فرهنگی بسیار ارزشمند است و از دیدگاه معماری نیز بسیار جذاب میباشد. کاخ پوتالا به عنوان یکی از مقدسترین مکانهای مذهبی بوده و از دوران قدیم مورد توجه مردم تبت قرار گرفته است. امروزه، این کاخ به عنوان جایگاهی برای موزه، گردشگری و تبیین فرهنگ و تاریخ تبت شناخته میشود.

یک فلات مرتفع به نام تبت قرار دارد که ترکیبی غنی از شگفتیهای طبیعی و فرهنگی را در خود جای داده است. تبت مکانی است که دریاچههای لاجوردی آسمان صاف را منعکس میکند و قلههای بلند هیمالیا چیزی بیش از ویژگیهای جغرافیایی آن هستند. آنها نمادهایی از اهمیت معنوی هستند. "سقف جهان"، همانطور که اغلب نامیده میشود، سرزمینی اسرارآمیز است که به همان اندازهای که وسیع است، بلند است.

تنها جایی که تور تبت را از مقصد ایران برگزار میکند سفرهای گردشگری ناز نیوز میباشد. سفر به این نقطه از زمین همواره آرزوی بسیاری از علاقمندان به طبیعت، کوه و کوهستان و مردان و زنان خاص و منحصر به فرد بوده است. اگر شما تصمیم دارید که به آرزوی خود جامه عمل بپوشانید برنامه ما را مطالعه و در صورت تمایل با ما همسفر شوید.

چین با تکمیل مرتفعترین راهآهن جهان، راهآهن چینگهای - تبت، بر بام جهان، تاریخ ساخت راهآهن جهان را بازنویسی کرد. پس از خواندن حقایق کلیدی زیر در مورد راه آهن چینگهای - تبت، متقاعد خواهید شد که این راه آهن شایسته نام خود به عنوان یک شگفتی جهان ساخته دست بشر است.
