گروه گردشگری سفرهای ناز
گروه گردشگری سفرهای ناز

ما تور برگزار نمی‌کنیم؛ سفرناز برگزار می‌کنیم.

سفرنامه

مجموعه مقالات، راهنماها و مطالب مرتبط با سفرنامه در نازنیوز. این تگ محتواهای مرتبط با این موضوع را از بخش‌ها و مقاصد مختلف در یک صفحه گردآوری می‌کند تا کاربران بتوانند سریع‌تر به مطالب مرتبط و کاربردی دسترسی پیدا کنند.
سفرنامه پاکستان: از آبشار مانتوخا تا درّه شیگر و کویر سارفارانگا (قسمت پنجم)
مجله گردشگری
سفرنامه پاکستان: از آبشار مانتوخا تا درّه شیگر و کویر سارفارانگا (قسمت پنجم)

سحرگاه، پیش از آنکه خورشید نوک نیزه‌های طلایی خود را از پشت دیوارهٔ کوه‌ها بیرون بکشد، صدای زمزمه‌وار رودخانه سند مانند نوایی مقدّس از پنجره به درون می‌خزید. امروز، روز دیگری بود که خود را بی‌قید و شرط به نقشه‌های مهدی سپرده بودم، همانند پرنده‌ای که به مسیر باد اعتماد می‌کند. نفس‌هایم در هوای تیز و سرد صبحگاهی، ابری کوچک می‌ساخت و ناگهان ناپدید می‌شد، گویی رازهایی بودند که فقط به کوه‌ها سپرده می‌شدند.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه پاکستان: از شانگریلا تا خارپچو؛ رقص طبیعت و تاریخ در اسکاردو (قسمت چهارم)
مجله گردشگری
سفرنامه پاکستان: از شانگریلا تا خارپچو؛ رقص طبیعت و تاریخ در اسکاردو (قسمت چهارم)

آن سوی شیشه، قلّه‌های سفیدپوش قراقروم، همچون غول‌های آرام و ابدی، در نور طلایی سحر غرق شده بودند. خورشید تازه از پشت کوهستان بالا می‌آمد. کوه‌ها آنقدر نزدیک به نظر می‌رسیدند که گویی می‌توانستم سرم را از پنجره بیرون ببرم وبرف‌ها را با نوک انگشتانم لمس کنم. هوای سرد و پاک صبحگاهی از لای درز پنجره به درون نفوذ می‌کرد و صورتم را نوازش می‌داد. صدای آرام جریان رودخانه سند از دوردست به گوش می‌رسید. بر روی شیشه پنجره، نقش و نگارهای یخی که حاصل شب سرد اسکاردو بودند، خودنمایی می‌کردند.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه پاکستان: اسکاردو؛ فرود بر آستانهٔ کوه‌ها (قسمت سوم)
مجله گردشگری
سفرنامه پاکستان: اسکاردو؛ فرود بر آستانهٔ کوه‌ها (قسمت سوم)

هواپیما در حرکتی نرم، حلقه‌وار بر فراز درّه‌های شمالی پاکستان چرخید و ناگهان، اسکاردو از پشت پنجره، آرام و درخشان، رخ نمود. خانه‌ها همچون تکه‌های کوچک یک پازل رنگین، بر دامنه‌ی کوه چسبیده بودند و کوچه‌ها، خط‌هایی نازک و درهم، آن‌ها را به هم می‌دوخت. آنچه در عمق درّه توجه را فوراً به خود جلب می‌کرد، رود ایندوس بود، این شریان حیاتی و تاریخی که چون  اژدهایی نقره‌فام از میان کوه‌های عظیم هیمالیا راه خود را می‌گشود.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه پاکستان: سفر از مسقط به اسلام‌آباد: از آسمان عمان تا بهشت پاکستان (قسمت دوم)
مجله گردشگری
سفرنامه پاکستان: سفر از مسقط به اسلام‌آباد: از آسمان عمان تا بهشت پاکستان (قسمت دوم)

با پروازِ «سلام ایر» از مسقط به سمت اسلام‌آباد در راه بودم. هواپیما آرام در آسمانِ عمان پیش می‌رفت و من در حالی که هنوز در فکرِ تجربه‌های تازه‌ام در عمان بودم، خودم را برای قدم بعدی سفر آماده می‌کردم. پذیرایی مسافران رو تیم پروازیِ سلام ایر انجام می‌داد. بلیط من در کلاس پروازی لایت قرار می‌گرفت. وقتی صحبت از کلاس پرواز لایت می‌شود، در واقع شما ارزان‌ترین گزینه ممکن را انتخاب کرده‌اید که در ازای آن با محدودیت‌های زیادی روبرو خواهید بود.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه پاکستان: نخستین گام در سرزمین عمان (قسمت اول)
مجله گردشگری
سفرنامه پاکستان: نخستین گام در سرزمین عمان (قسمت اول)

پروازم از مشهد به مسقط به پایان رسید و وقتی هواپیما در فرودگاه  بین‌المللی مسقط فرود آمد، برای اولین بار پایم به خاک عمان گذاشت. اولین  تصویری که از این شهر دیدم، منظره‌ای بود که در آن ساختمان‌های پراکنده و  کمرنگ در میان کوه‌ها و تپه‌های خشک جا گرفته بودند. این تصویر، برخلاف  شلوغی و تراکم مشهد، حس آرامش‌بخش و عجیبی به من داد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
مِدیموریه در شمال کرواسی: گنجینه‌ای آرام در انتظار کشف
مجله گردشگری
مِدیموریه در شمال کرواسی: گنجینه‌ای آرام در انتظار کشف

با دل پر از هیاهوی شهر زاگرب، رهسپار شمال شدم. گویی تنها چند چرخش چرخ  خودرو کافی بود تا از آن انرژی پرشور و نشانه‌های فرهنگی آشنا فاصله بگیرم و  به سرزمینی پا بگذارم که همچون نقاشی آبرنگیِ محو شده در گوشه‌ای از نقشه،  منتظر کشف شدن بود. نامش را "مِجیموریه" گذاشته بودند؛ گنجینه‌ای آرام که  بین دو رود دراوا و مورا، خود را پنهان کرده بود.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفر جاده ابریشم؛ از عشق‌آباد و مرو تا بخارا، سمرقند، خجند و دوشنبه
مجله گردشگری
سفر جاده ابریشم؛ از عشق‌آباد و مرو تا بخارا، سمرقند، خجند و دوشنبه

بیست سال پیش برنامه‌ریزی برای سفری زمینی با عنوان "سفر جاده ابریشم" را آغاز کردم. بنا داشتم مسیر شهر مشهد تا شهر دوشنبه را به صورت زمینی طی کنم. با همراهی تعدادی از دوستان همدل و همراه، سفر جذاب و بی‌نظیر جاده ابریشم برگزار شد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت سیزدهم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت سیزدهم)

با توقف اتوبوس در مقابل فرش سبزرنگِ زمین بیس‌کمپ، گویی اورست با تمام شکوه و عظمتش به استقبالم آمده است. چومولونگما (الهه مادر زمین) آن‌جا ایستاده، با یخچال‌هایی که گویی آسمان را می‌خراشد. قدم به بیرون می‌گذارم و باد سردی که از سوی قلّه می‌وزد، صورتم را می‌سوزاند، امّا هیجان، گرمای بی‌پایانی در وجودم می‌دمد. به سوی کمپ حرکت می‌کنم؛ سیاه‌چادرهایی که همانند اقامتگاه‌های عشایر تبّتی به نظر می‌رسند. داخل سیاه چادر می‌شوم و بر خلاف انتظار می‌بینم که جهان درونشان با بیرون کاملاً متفاوت است.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت دوازدهم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت دوازدهم)

صبح در شیگاتسه از خواب بیدار می‌شوم. هوایی که نفس می‌کشم پاک و خنک است،  انگار جهان را بارانی تازه شسته و روح کوهستان در آن جریان دارد. پنجره را که باز می‌کنم، نسیمِ سوزناکِ هیمالیا گونه‌ای از بیداری را به من هدیه می‌دهد. هنوز ردِ قطره‌های باران روی شیشه مانده، مثل یادگاری از شب گذشته.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت دهم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت دهم)

پس از تجربه‌های به‌یادماندنی در دریاچه یامدروک، یخچال کارولا و دریاچه مانلا، به شهر تاریخی گیانتسه رسیدیم. شهری که گویی در میان دشتی وسیع،  زیر سایه قلعه مستحکم دزونگ قد برافراشته است. گیانتسه با ارتفاعی نزدیک به  ۴۰۰۰ متر، سوّمین شهر بزرگ تبّت محسوب می‌شود و صومعه پالچو با چرخ‌های  دعای رنگارنگش، از دور خودنمایی می‌کرد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت نهم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت نهم)

پشت سر گذاشتنِ دریاچه‌ی یامدروک سخت است، امّا جاده مرا به سوی افق‌های تازه می‌کشاند. کم‌کم، ارتفاع جاده بیشتر می‌شود و هوای رقیق‌تر، نفس‌ها را کوتاه‌تر می‌کند. کوه‌هایی که تا دیروز در دوردست بودند، حالا آن‌قدر نزدیک‌اند که گویی می‌توانم صخره‌هایشان را لمس کنم. اینجا، زمین به آسمان نزدیک‌تر است و من، در میانهٔ این دو، احساس می‌کنم گم‌شده‌ای میانِ  ابدیت‌ها هستم.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت هشتم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت هشتم)

خداحافظی با لهاسا... این شهری که چند روزی میزبانم بود، با آن هوای پاک و آسمان آبی‌اش، حالا دیگر وقتِ وداع است. نشسته‌ام روی صندلیِ چوبیِ یک چایخانه‌ی سنّتی و آخرین جرعه‌های چایِ شیرینِ تبّتی را مزه می‌کنم و به رفت‌وآمدِ مردم نگاه می‌کنم. زندگی اینجا جریان دارد، آرام و بی‌وقفه، گویی هیچ‌ کس نمی‌داند دلم برای این خیابان‌های پر از جنب‌وجوش چقدر تنگ خواهد شد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت هفتم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت هفتم)

صبح زود با طلوع آفتاب به دیدار معبد جوخانگ رفتم، قدیمی‌ترین و مقدس‌ترین معبد لهاسا که زائران تبتی با چرخ‌های دعا در دست، دور آن طواف می‌کردند. فضای پر از عطر چراغ‌های کره‌ای و صدای زمزمه مانتراها مرا به دنیایی دیگر برد. پس از چند ساعت گشت‌وگذار در اطراف معبد، تصمیم گرفتم برای صرف ناهار یک رستوران با غذای حلال پیدا کنم. آرم حلال بر بسیاری از رستوران‌ها در شهر لهاسا دیده می‌شود.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت ششم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت ششم)

امروز صبح با قلبی لبریز از اشتیاق از هتل خارج شدم. پس از بازدیدهای به یاد ماندنی از کاخ پوتالا، صومعه دری پونگ و معبد سرا، امروز نوبت به زیارت  مقدس‌ترین معبد تبت، معبد برخار رسیده بود. خیابان‌های اطراف معبد حال و هوایی منحصر به فرد داشتند، آمیخته‌ای از تقدّس و زندگی روزمره تبّتی‌ها.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت پنجم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت پنجم)

صبح زود از هتل خود در مرکز لهاسا بیرون می‌آیم. هوا هنوز خنک است و بوی عود و کندر از فروشگاه‌های کوچک اطراف به مشام می‌رسد. خیابان‌های باریک و سنگفرش شده شهر پر از زائرانی است که با چرخ‌های دعا در دست به سوی معابد مختلف در حرکتند. من هم مسیر خود را به سوی غرب لهاسا، به سمت کوهستان گوپیل آغاز می‌کنم. از جلوی کاخ پوتالا می‌گذرم که در نور طلوع خورشید مانند قصری رویایی می‌درخشد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت چهارم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت چهارم)

امروز روز موعود بود؛ روزی که قرار بود از قصر پوتالا، این نماد باشکوه بودیسم تبّتی و یکی از شگفت‌انگیزترین بناهای تاریخی جهان دیدن کنم. پس از صرف یک صبحانه سبک در هتل، به همراه لیدر محلی‌ام، تنزینگ، به سمت این قصر  افسانه‌ای حرکت کردیم. هوای لاسا کمی سرد بود، اما آفتاب درخشانِ صبحگاهی حال وهوای خاصی به شهر داده بود.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت سوم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت سوم)

درب قطار به آرامی بازشد و نسیم خنکی که با نم‌نم باران عجین شده بود، صورتم را نوازش داد. هوای لهاسا، پایتخت تاریخی تبت، حتی در فصل گرمایش هم طراوت کوهستان را در خود دارد. بارانِ سبک، خیابان‌ها را شسته بود و انعکاس نور در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر، جلوۀ دیگری به لهاسا بخشیده بود.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت دوم)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت دوم)

قطار از شهر چنگدو به سمت شهر شنینگ در شمال چین حرکت می‌کرد. در شهر شنینگ باید قطار را عوض کرده و با قطار معروف تبت به سمت شهر لهاسا حرکت می‌کردم. راه آهن چینگهای - تبت اوّلین راه آهن به تبت است که تبت را با سرزمین اصلی چین پیوند می‌دهد و به تاریخ تبت بدون ریل پایان می‌دهد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت اول)
مجله گردشگری
سفرنامه تبّت: از تهران تا چومولونگما* (قسمت اول)

هواپیما به آرامی روی باند فرودگاه چنگدو نشست. همان لحظه که در هواپیما باز شد، رطوبت گرم هوا مثل پتویی نرم روی صورتم نشست و عطر تند فلفل‌های سیچوانی مشامم را پر کرد. با خودم فکر کردم: "خدای من، اینجا بوی زندگی می‌دهد!" سوار تاکسی شدم و در مسیر هتل، چشم‌هایم از تماشای تضاد عجیب شهر گشاد شد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین سفر زمینی جاده ابریشم (قسمت هفتم - شهر دوشنبه- تاجیکستان)
مجله گردشگری
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین سفر زمینی جاده ابریشم (قسمت هفتم - شهر دوشنبه- تاجیکستان)

با رودکی گرامی وداع کردیم و با دلی اندوهگین و با امید دیداری دیگر راهی دوشنبه شدیم. جاده خراب بود و کاروان اتومبیل‌های ما با تاخیر بسیار پیش می‌رفتند. ساعت پنج بعدازظهر به دوراهی رسیدیم که در یک سو جاده آسفالته نو و کوتاهی بود که از میان کوهستان می‌گذشت و از سوی دیگر جاده قدیمی و خاکی که کوهستان را دور می‌زد. در جاده آسفالته شرکت ایرانی سابیر ساختن تونلی پنج کیلومتری را برنده مناقصه شده و آن را در سال‌های آخر ریاست جمهوری احمدی نژاد به پایان آورده است.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین سفر زمینی جاده ابریشم (قسمت ششم - پنجکنت - تاجیکستان)
مجله گردشگری
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین سفر زمینی جاده ابریشم (قسمت ششم - پنجکنت - تاجیکستان)

در روز نهم به سوی پنجکنت راندیم. با اتومبیل‌هایی راحت در جاده‌ای کوهستانی و پیچ در پیچ، و راننده‌ای خوش سخن که در تمام راه نوارهای موسیقی تاجیکی برایمان گذاشت با صدای خواننده مشهور و زیبای تاجیک شبنم ثریا. شهر خجند را پشت سر نهادیم با آرزوی دیداری دیگر که زادگاه کمال خجندی است و گرامی است.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین تور زمینی جاده ابریشم (قسمت چهارم - سمرقند - ازبکستان)
مجله گردشگری
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین تور زمینی جاده ابریشم (قسمت چهارم - سمرقند - ازبکستان)

باید به سوی سمرقند می‌رفتیم که راه دراز بود و شب در پیش. کوتاه دیداری از ارگ بخارا کردیم و به سوی سمرقند راندیم. ارگ بخارا در اوایل قرن بیستم توسط روس‌ها بمباران و ویران شده است و آنچه امروز هست بازسازی از بنای  باستانی است. وقتی بدانجا رسیدیم، نوبت کاری به پایان آمده بود و اجازه دیدار از موزه‌هایش را نیافتیم.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین تور زمینی جاده ابریشم (قسمت دوم - مرو قدیم - ترکمنستان)
مجله گردشگری
خاطرات سفر به آسیای میانه همراه با هشتمین تور زمینی جاده ابریشم (قسمت دوم - مرو قدیم - ترکمنستان)

روز سوم به سوی مرو راندیم. با اتومبیل‌هایی راحت و خنک از نسیم کولر و همسفرانی سخاوتمند با کوله‌هایی پر میوه و دلی پر مهر. تا به مرو برسیم راه درازی بود و بازدید مزار ابوسعید ابی‌الخیر در پیش. راه سخت بود و بیابان قرقوم حاکم. ابوسعید عارف قرن چهارم ایران در مهنه به‌دنیا آمد و همان‌جا وفات یافت و بدین سبب نزد ترکمن‌ها به «مهنه بابا» مشهور است. مزارش در مهنه است که امروز در ترکمنستان پشت کوه‌های سرخس واقع شده است.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
شبی که چنگدو مرا گم کرد!
مجله گردشگری
شبی که چنگدو مرا گم کرد!

ساعت ۸ شب بود وقتی هواپیمایم در فرودگاه بین‌المللی چنگدو شوانگلیو به زمین نشست. هوای شرجی سیچوان به صورتم چسبیده بود و بوی تند فلفل و ادویه‌های سیچوانی اولین چیزی بود که مرا به استقبال این شهر ۱۶ میلیونی آورد. با تاکسی به هتل اسکای تل در مرکز شهر رفتم. آسمان‌خراشی مدرن در میان جنگلی از نورهای نئونی که آسمان شب چنگدو را نقره‌گون کرده بود. چنگدو، مرکز استان سیچوان، شهری است که سنت و مدرنیته در آن درهم آمیخته.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه جاده ابریشم- قسمت اول - ترکمنستان - عشق آباد
مجله گردشگری
سفرنامه جاده ابریشم- قسمت اول - ترکمنستان - عشق آباد

جاده ابریشم جاده قدیمی تجارت چین که بیش از دو هزار سال پیش مورد استفاده  بود، کماکان در جهان بسیار شهرت دارد. جاده ابریشم به عنوان پلی بین چین و  کشورهای اروپا، آسیا و آفریقا برای تبادلات مادی و تمدنی شرقی و غربی سهم  مهمی ادا نموده است. جاده ابریشم نام شبکه‌ای از راه‌های به هم پیوسته بود  که تجارت زمینی چین را با نقاط مختلف دنیا همچون اروپا، آفریقا، آسیای  مرکزی و یا آسیای جنوبی برقرار می‌کرد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه موزه ملی عراق؛ از سومر و آشور تا بابل در بغداد
مجله گردشگری
سفرنامه موزه ملی عراق؛ از سومر و آشور تا بابل در بغداد

صبح روزی آفتابی در بغداد، با اشتیاق فراوان راهی موزه ملّی این شهر شدم. موزه ملّی بغداد، گنجینه‌ای از تاریخ و تمدن کهن میانرودان، یکی از مهم‌ترین موزه‌های جهان به شمار میرود. این موزه نه تنها برای عراق، بلکه برای تمامی دوستداران تاریخ و فرهنگ، مکانی مقدّس و  پراهمیّت است. هنگام  ورود به موزه، ساختمانی با معماری مدرن امّا الهام گرفته از سبک‌های باستانی توجه مرا جلب کرد.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
گزارش تصویری هجدهمین تور ازبکستان و تاجیکستان - مهرماه 1403
مجله گردشگری
گزارش تصویری هجدهمین تور ازبکستان و تاجیکستان - مهرماه 1403

هجدهمین سفر گروهی جاده ابریشم در مهرماه 1403 برگزار شد. در این سفر کم  نظیر و پرهیجان 14 نفر از شهرهای اصفهان، تهران و مشهد شرکت داشتند. برنامه سفر طبق اعلام قبلی با پرواز به سمت تاشکند آغاز شد و در نهایت در شهر دوشنبه پایتخت کشور تاجیکستان به پایان رسید.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه جاده ابریشم؛ از مرز ازبکستان تا خجند تاجیکستان
مجله گردشگری
سفرنامه جاده ابریشم؛ از مرز ازبکستان تا خجند تاجیکستان

در تاریکی شب به مرز خجند رسیدیم، جایی که هیچ چراغی روشن نبود. جمعی خسته و دل‌تنگ بودیم که بارهایمان را کشیدیم و با ازبکستان و مرزبانان نامهربان وداع گفتیم، در حالی که دل‌هامان در سمرقند ماند و آرزوی دیدارهای بیشتر داشتیم.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه بخارا؛ در جست‌وجوی صدرالدین عینی میان کوچه‌های جاده ابریشم
مجله گردشگری
سفرنامه بخارا؛ در جست‌وجوی صدرالدین عینی میان کوچه‌های جاده ابریشم

وارد ازبکستان شدیم و با نامهربانی‌ها و برخوردهای سخت مرزبانان مواجه شدیم؛ با وجود تنگناها، اشتیاق دیدار بخارا، شهر مدارس و مروارید قرون وسطی را داشتیم. بررسی دقیق وسایل و عکس‌ها در مرز، تجربه‌ای تلخ و فراموش‌نشدنی بود.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
سفرنامه عشق‌آباد و نسا؛ آغاز سفر زمینی جاده ابریشم (قسمت اول)
مجله گردشگری
سفرنامه عشق‌آباد و نسا؛ آغاز سفر زمینی جاده ابریشم (قسمت اول)

این مقاله نگاهی دارد به شور و شوق سفر به بخارا، سمرقند، مرو و خجند، جایی که تاریخ و فرهنگ آسیای میانه در آغوش طبیعت و یادگارهای تاریخی آن، با ویژگی‌های بی‌نظیر خود، دل هر مسافری را به تپش می‌اندازد و به تجربه‌ای فراموش‌نشدنی دعوت می‌کند.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵
آیا سفر زمینی به تاجیکستان با قطار یا اتوبوس امکان‌پذیر است؟
کشور تاجیکستان
آیا سفر زمینی به تاجیکستان با قطار یا اتوبوس امکان‌پذیر است؟

یکی از سوالات اساسی علاقمندان به سفر تاجیکستان اینست که آیا امکان سفر با اتوبوس یا قطار وجود دارد یا خیر؟ در جواب این سوال اساسی بیشتر علاقمندان به سفر تاجیکستان می توانم به صورت کوتاه و مختصر پاسخ بگویم که خیر. نه امکان سفر با قطار به سمت کشور تاجیکستان وجود دارد و نه با اتوبوس.

۱۴ شهریور ۱۴۰۵