ولایت ختلان تاجیکستان
ولایت ختلان در جنوب تاجیکستان، یکی از پهناورترین و حاصلخیزترین مناطق کشور است. این ولایت علاوه بر برخورداری از طبیعت متنوع، رودخانههای بزرگ و زمینهای کشاورزی، دارای آثار تاریخی و فرهنگی ارزشمندی نیز هست. در این بخش اطلاعات جامعی درباره شهرها، نواحی، جاذبههای گردشگری، تاریخ و ویژگیهای ولایت ختلان ارائه شده است.
در جنوب تاجیکستان، در منطقه تاریخی ختلان، سرزمینی قرار دارد که تاریخ آن فقط به چند قرن گذشته محدود نمیشود. بالجوان (Baljuvon) یکی از مناطقی است که لایههای مختلف تاریخ تاجیکستان را در خود جای داده است؛ از ردپای حیوانات پیشاتاریخی و زندگی انسانهای نخستین گرفته تا دوران سامانیان، حکومت بخارا، تحولات سیاسی قرن بیستم و طبیعت کوهستانی امروز. برای مسافری که از مسیرهای معمول تاجیکستان مانند دوشنبه، پنجکنت یا خجند بازدید میکند، بالجوان مقصدی متفاوت است؛ منطقهای کمتر شناختهشده که بیشتر با زندگی محلی، چشماندازهای طبیعی، رودخانهها، آبشارها و داستانهای تاریخی خود معنا پیدا میکند. سفر به بالجوان بیشتر از یک بازدید ساده گردشگری است؛ اینجا مقصدی است برای کسانی که میخواهند بخش کمتر دیدهشده تاجیکستان را تجربه کنند.
در جنوب تاجیکستان، در منطقه تاریخی ختلان و در نزدیکی شهر کولاب، یکی از شگفتانگیزترین پدیدههای طبیعی آسیای مرکزی قرار گرفته است؛ کوهی که برخلاف بسیاری از کوههای منطقه نه از سنگ و صخره، بلکه از میلیونها تن نمک شکل گرفته است. کوه نمک خواجه مؤمن (Khoja Mumin Salt Mountain) یکی از بزرگترین گنبدهای نمکی سطحی جهان به شمار میرود؛ پدیدهای زمینشناسی که هم برای دانشمندان جذاب است و هم برای گردشگرانی که به دنبال تجربه مکانهای متفاوت و کمتر شناختهشده هستند.
در میان جاذبههای کمتر شناختهشده اطراف شهر دوشنبه، مکانهایی وجود دارند که تنها به دلیل زیبایی طبیعی اهمیت ندارند، بلکه بخشی از فرهنگ، باورها و خاطرات مردم محلی را نیز در خود جای دادهاند. چهل و چهار چشمه یکی از همین مکانهاست؛ مجموعهای از چشمههای طبیعی که در میان مردم تاجیکستان و مناطق اطراف آن، بهعنوان مکانی مقدس و دارای آب شفابخش شناخته میشود.
در جنوب تاجیکستان، جایی که رودخانههای بزرگ پنج و وخش مسیر خود را میان سرزمینهای تاریخی ختل و باختر طی میکنند، بناهایی خاموش از گذشتهای باشکوه باقی ماندهاند؛ بناهایی که روایتگر دورهای هستند که آسیای مرکزی یکی از مهمترین مراکز علمی، فرهنگی و معماری جهان اسلام به شمار میرفت. مجموعه خواجهمشهد (Khoja Mashhad) یکی از ارزشمندترین یادگارهای تاریخی تاجیکستان است؛ بنایی که در منطقه قبادیان قرار گرفته و از معدود نمونههای باقیمانده معماری مذهبی پیش از حمله مغول در این کشور محسوب میشود.
در جنوب تاجیکستان، در سرزمینی که رودخانههای پنج و وخش مسیر خود را به سوی آمودریا ادامه میدهند، بقایای یکی از مهمترین مراکز تمدنی آسیای مرکزی قرار گرفته است؛ قلعه هُلبُک، پایتخت تاریخی منطقه ختلان که روزگاری یکی از مراکز مهم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این سرزمین بوده است. امروز بسیاری از گردشگران هنگام سفر به تاجیکستان بیشتر به شهرهایی مانند دوشنبه، پنجکنت، خجند یا کوهستانهای فان توجه میکنند، اما در جنوب کشور مقصدی تاریخی وجود دارد که روایت متفاوتی از شکوه گذشته این منطقه ارائه میدهد.
تاجيكستان هم اكنون دارای چهار ولايت يا استان میباشد. استان تحت امر مركز به مركزيت شهر دوشنبه، استان سغد در شمال كشور به مركزيت شهر خجند، استان ختلان در جنوب تاجيكستان به مركزيت شهر قرغانتپّه و استان خودمختار بدخشان در شرق تاجيكستان به مركزيت خاروغ. در تاجیکستان هر ولایت، (معادل استان در تقسیمات کشوری ایران) به چندین ناحیه، (معادل شهرستان در ایران) و هر ناحیه به چندین جماعت دهات، معادل دهستان، در (تقسیمات کشوری ایران) و هر جماعت، به چندین ده تقسیم میشود.
قرغان تپّه بزرگترین مرکز فرهنگی صنعتی درّهی وخش در 97 کیلومتری جنوب دوشنبه واقع است. مطابق با برخی تحقیقات قرغان تپّه در قرن 7 به وجود آمده اگر چه برخی قدمت آنرا بسیار بیشتر میدانند. شهر در قسمت بالایی درّهی وخش و در مرکز یک مرغزار واقع است. در قرون وسطی این ناحیه را ختای و شهر را ليواقند یا وخش میخواندند.
بالجوان يك منطقه تاریخی در تاجیکستان است. نتایج حفّاریهای طولانی مدت باستانشناسی در كوروكسای در نزدیکی بالجوان امروزی ثابت میکند که 200-800 هزار سال پیش زندگی گیاهی جلگهای و بدون درخت در این ناحیه نفوذ داشته است و حیوانات عجیبی همچون اسبها، کرگدنها، میمونهای وابسته به میمونهای دمکوتاه امروزی، ببرهای دندان شمشیری، زرّافهها و نیاکان فیلها میزیستهاند. بیش از هزار سال پیش بالجوان جزئی از حکومت سامانی بود.
اگر در بزرگراه کولاب به واسع رانندگی کنید شیبهای تند خواجه مؤمن و دیوارهای نمکی را میبینید که تا ارتفاع 500 متری رسیدهاند. راههای نمکی به علت تناوب لایههای خالص(از5 تا 15 سانتیمتر) و ناخالص(مخلوط شده با انواع مختلف خاک رس با حدود 5/1 سانتی متر ضخامت) براحتی قابل مشاهده هستند. این نمکها حداقل در مدت 20000 سال در اینجا روی هم انباشته شدهاند. ماركوپولو، كاشف مشهور ونيزی صدها سال پیش پس از بازدید از این منطقه نوشت: در اینجا نمک سفت است و توسط بیلهای بزرگ شکسته شده است. میزان نمک آنقدر زیاد است که تا آخر دنیا برای همه کافی است.
چهل و چهار چشمه مکان بسیار معروفی در تاجیکستان و کشور همسایه ازبکستان است، زیرا از دامنهی تپّه کوچکی که قبلاً صحرا بوده است پنج چشمهی بزرگ از زیر زمین بیرون میآید که به 39 چشمه کوچکتر تقسیم میگردند. آب چشمهها با هم جریان مییابند تا کانالی پر از ماهی به عرض 12تا 13متر تشکیل دهند. جالب است بدانید ماهیها به طرف پایین رودخانه شنا نمیكنند بلکه در 8 الی9 متری ابتدای آن میمانند.
در قرون 2 و 3 قبل از میلاد مسيح منطقه درّه کافرنهان و مناطق اطراف آن بخشی از امپراطوری یونانی- باختری بود. اين مطلب از سكّههايي كه در ولايت قشقا دريا، حوالی شهرِكتاب يافت شد، تاييد میشوند. اكثر اين سكّهها مضروب دوران اوكراتيدس می باشند. این مناطق در قرون 1 قبل از میلاد تا 3 پس از میلاد بخشی از امپراطوری کوشان شد. در قرن 8 این ناحیه(همراه با سایر مناطق آسیای مرکزی) توسط اعراب مورد تهاجم قرار گرفت و بالاخره در قرون 14 و 15 به تیمور تعلق یافت.
درست در مرکز شهر کولاب و در نزدیکی موزه مطالعات منطقهای آرامگاهی قرار دارد که توسط درختان چنار صد ساله احاطه شده و متعلق به شاعر، فیلسوف و متفکّر قرن 14 ميلادي، میر سیّدعلی همدانی است. میر سیّدعلی همدانی که در برخی منطقهها با نامهای شاه همدان و امیرکبیر نیز شناخته میشود، در تاجیکستان عهد شوروی چهرهای شناخته شده نبود. تولّد میر سیّدعلی در دوازدهم رجب سال 714ق اتفاق افتاده است و به حساب ابجد كلمه "رحمه الله" تاریخ ولادت اوست؛ چنانكه "بسم الله الرحمن الرحیم" تاریخ وفات او (786ق) میباشد و برحسب نقل این كلمه مباركه را در موقع وفات بر لب داشته است.
باختر، کشوری باستانی در آسیای مرکزی است، که امروزه در منطقه جنوب تاجیکستان، ازبکستان و شمال افغانستان واقع شده است. از باختر به عنوان منبع عتیقه نام برده ميشود. یک منطقه که طلای بسیاری از آنجا استخراج میشده و اسبهای باشکوهی را میپرورانده است. در گنج معروف آمودریا که در قرن 19 در کناره راست رودخانهی پنج یافت شد، تعداد زیادی از اقلام طلایی همراه با تصاویری از اسبها با ویژگیهای واضحی از گونههای بومی منطقه وجود داشت. رودخانههای پنج و وخش در وسط این منطقه جریان دارند و بعد از بهم پیوستن، رودخانه بزرگ آمودریا که در دنیای باستان به جیحون معروف بوده است را به وجود میآورند. ناحیه پهناوری بین وخش و پنج (یعنی کناره چپ درّه وخش) به نام منطقه ختل وجود داشته است. در تاریخ باستان، ختل یک قسمت از بخارا بوده است.
در سال 1877 ميلادی در کنار آمودریا (در زمانهای باستان این قسمت از رودخانه و ریزآبههایش به جیحون معروف بودهاند.) ساکنین محلّی یک گنج بزرگ در نزدیکی تخت قباد[2] یافتند که شامل بیش از 2000 سکهی طلا و نقره و بسیاری از آثار هنری طلايی متعلّق به دورههای هخامنشی و باختری-يونانی[3] میشد. گنج به سه تاجر بخارایی که با کاروانهایشان عازم شمال هند (پاکستان امروزی) بودند فروخته شد.
اجنّهتپّه، تپّهشیطان[2]، تپّهجادوگر[3]، تپّه شرارت و جن[4] نامی است که ساکنین محلّی به دشت مرتفعی که از سه طرف با حفرهها و نهرهای آبیاری احاطه شده و در بوته زارهای انبوه مدفون شده و با برآمدگیها و سنگهای بدون شکل احاطه شده است، میدهند.