نقالی چیست؟

نقالی یکی از مهم‌ترین سنت‌های شفاهی و نمایشی ایران است که در آن یک داستان‌گو با استفاده از کلام، شعر، حرکات بدن، تغییر لحن و گاه موسیقی، داستانی حماسی، تاریخی، مذهبی یا عاشقانه را برای مخاطبان روایت می‌کند. نقال تنها یک قصه‌گو نیست؛ او هم‌زمان راوی، بازیگر، حافظ ادبیات شفاهی و گاهی مفسر داستان است و باید بتواند شخصیت‌های مختلف را با تغییر صدا و حالت بدن از یکدیگر متمایز کند. یونسکو نقالی را قدیمی‌ترین شکل اجرای نمایشی در جمهوری اسلامی ایران معرفی کرده و آن را سنتی دانسته است که از دربارها تا روستاها در جامعه ایرانی حضور داشته است. ( UNESCO ICH )

در نقالی، داستان معمولاً به صورت حفظی و با تکیه بر توانایی حافظه، بداهه‌پردازی و مهارت بیان نقال اجرا می‌شود. نقال ممکن است بخشی از داستان را به شعر بخواند، بخشی را به نثر روایت کند و در هنگام رسیدن به صحنه‌های حساس، با حرکت، تغییر صدا، سکوت، فریاد یا استفاده از چوب و دیگر ابزارهای ساده، فضای داستان را برای مخاطب بازسازی کند. این ویژگی باعث شده نقالی در مرز میان ادبیات شفاهی، تئاتر، موسیقی و روایت تاریخی قرار گیرد. ( UNESCO ICH )


نقالی و پرده‌خوانی چه تفاوتی دارند؟

هرچند در زبان عمومی نقالی، پرده‌خوانی، پرده‌داری و شمایل‌گردانی گاهی به جای یکدیگر به کار می‌روند، اما از نظر شیوه اجرا کاملاً یکسان نیستند. نقالی در معنای گسترده‌تر، داستان‌گویی نمایشی است و الزامی ندارد که همراه با تصویر باشد؛ در حالی که پرده‌خوانی گونه‌ای از داستان‌گویی تصویری است که در آن نقال از یک پرده بزرگ نقاشی‌شده برای روایت داستان استفاده می‌کند. ایرانیکا نیز پرده‌داری را گونه‌ای از داستان‌گویی مصور معرفی می‌کند که معمولاً راوی در برابر یک پرده بزرگ نقاشی‌شده، داستان شخصیت‌های حماسی یا مذهبی را روایت می‌کند. ( Iranica Online )

بنابراین می‌توان گفت پرده‌خوانی یکی از شاخه‌ها و شیوه‌های تصویری نقالی است، اما هر نقالی الزاماً پرده‌خوانی نیست. نقال ممکن است تنها با یک طومار، حافظه و توانایی بیان خود داستان را اجرا کند، در حالی که پرده‌خوان برای توضیح صحنه‌ها، شخصیت‌ها و حوادث داستان از تصویرهای روی پرده کمک می‌گیرد. همین ارتباط میان روایت شفاهی و تصویر بعدها در شکل‌گیری و گسترش نقاشی قهوه‌خانه‌ای نیز تأثیر زیادی گذاشت. ( Iranica Online )


ریشه‌های تاریخی نقالی در ایران

ریشه‌های داستان‌گویی نمایشی در ایران بسیار کهن‌تر از شکل شناخته‌شده نقالی در دوره اسلامی است. در منابع پژوهشی درباره تاریخ اجرای داستان در ایران، شواهدی از سنت‌های روایت حماسی و داستان‌گویی در دوره‌های پیش از اسلام دیده می‌شود؛ با این حال، نمی‌توان با اطمینان گفت نقالی امروزی مستقیماً و بدون تغییر از یک سنت مشخص پیش از اسلام به وجود آمده است. ایرانیکا نیز برای تاریخ نقالی، مجموعه‌ای از سنت‌های شفاهی و نمایشی را در طول دوره‌های مختلف تاریخی بررسی می‌کند. ( Iranica Online )

یکی از مهم‌ترین زمینه‌های تاریخی این سنت را می‌توان در گوسان‌ها و دیگر هنرمندان دوره اشکانی و ساسانی جست‌وجو کرد؛ افرادی که داستان‌های حماسی، تاریخی و عاشقانه را با آواز و موسیقی برای مردم و دربارها اجرا می‌کردند. این سنت‌های شفاهی در طول زمان تغییر کردند و پس از ورود اسلام به ایران، داستان‌ها و مضامین تازه‌ای نیز به مجموعه روایت‌های آنان افزوده شد. بنابراین بهتر است نقالی امروزی را نتیجه یک روند طولانی تحول در سنت‌های داستان‌گویی ایرانی بدانیم، نه یک هنر ثابت که از یک دوره تاریخی بدون تغییر به امروز رسیده باشد.


داستان‌گویی در ایران باستان

فرهنگ ایران پیش از اسلام سرشار از داستان‌های پهلوانی، اسطوره‌ای و شاهنامه‌ای بود. روایت‌هایی درباره پادشاهان، پهلوانان، جنگ‌ها، قهرمانان و موجودات اسطوره‌ای احتمالاً از طریق موسیقی، شعر و داستان‌گویی شفاهی میان نسل‌ها منتقل می‌شدند. بخش مهمی از این میراث شفاهی بعدها در ادبیات فارسی و به‌ویژه شاهنامه فردوسی بازتاب یافت و بسیاری از شخصیت‌هایی که امروزه در نقالی شناخته می‌شوند، ریشه در همین سنت‌های بسیار قدیمی دارند.

اهمیت سنت شفاهی در جامعه‌ای که دسترسی به کتاب و سواد عمومی محدود بود، بسیار بیشتر از امروز بود. داستان‌گو می‌توانست تاریخ، اسطوره، اخلاق، ارزش‌های پهلوانی و باورهای اجتماعی را به زبانی قابل فهم برای مردم روایت کند. به همین دلیل نقالی را نمی‌توان صرفاً نوعی سرگرمی دانست؛ این هنر در دوره‌های مختلف یکی از ابزارهای مهم انتقال حافظه فرهنگی و ادبی جامعه ایرانی بوده است. یونسکو نیز در پرونده ثبت جهانی، نقالان را حاملان ادبیات و فرهنگ فارسی و نگهبانان قصه‌های عامیانه و حماسه‌های قومی معرفی می‌کند. ( UNESCO ICH )


نقالی پس از ورود اسلام به ایران

با گسترش اسلام در ایران، سنت داستان‌گویی از بین نرفت، بلکه مضامین و کارکردهای تازه‌ای پیدا کرد. داستان‌های حماسی ایرانی در کنار روایت‌های دینی و اسلامی به مجموعه داستان‌هایی که نقالان برای مخاطبان خود بازگو می‌کردند افزوده شد. در نتیجه، نقالی به تدریج دامنه‌ای بسیار گسترده پیدا کرد و داستان‌های شاهنامه، قصه‌های پهلوانی، حکایت‌های اخلاقی، داستان‌های عاشقانه و روایت‌های مذهبی را دربرگرفت. ( Iranica Online )

در دوره‌های مختلف اسلامی، داستان‌گویی حرفه‌ای در فضاهای عمومی مانند میدان‌ها، بازارها، کنار جاده‌ها، مسجدها و حتی گورستان‌ها انجام می‌شد. بعدها با شکل‌گیری قهوه‌خانه‌ها، این فضاها به یکی از مهم‌ترین محل‌های اجرای نقالی تبدیل شدند. ایرانیکا اشاره می‌کند که پیش از رواج قهوه‌خانه‌ها، داستان‌گویان در فضاهای عمومی مختلف فعالیت می‌کردند و پس از گسترش قهوه‌خانه در دوره صفوی، داستان‌گویی به یکی از برنامه‌های اصلی این مکان‌ها تبدیل شد. ( Iranica Online )


نقالی در دوره صفویه

دوره صفویه یکی از مهم‌ترین مراحل تحول نقالی در ایران بود. با شکل‌گیری و گسترش قهوه‌خانه‌ها، به‌ویژه در دوره شاه عباس اول، نقالان توانستند مخاطبان ثابت‌تری پیدا کنند و داستان‌های طولانی را در چندین جلسه و حتی طی روزهای متوالی ادامه دهند. قهوه‌خانه به فضایی اجتماعی تبدیل شد که در آن مردم برای نوشیدن چای و قهوه، گفت‌وگو و شنیدن داستان گرد هم می‌آمدند و نقال یکی از مهم‌ترین عناصر سرگرمی این فضا بود. ( Iranica Online )

در این دوره، شاهنامه‌خوانی و داستان‌های پهلوانی جایگاه ویژه‌ای داشت. نقالان داستان‌های رستم، سهراب، اسفندیار، کیخسرو و دیگر پهلوانان را روایت می‌کردند و هم‌زمان داستان‌های عامیانه و عاشقانه نیز در میان مردم رواج داشت. بعدها داستان‌هایی مانند اسکندرنامه، حمزه‌نامه، سمک عیار و حسین کرد شبستری نیز در repertory یا مجموعه داستان‌های نقالان جای گرفتند. ( Iranica Online )


تصویر یک نقال در حال نقالی و خواندن اشعار شاهنامه فردوسی

نقالی و شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسی مهم‌ترین منبع ادبی نقالی حماسی ایران است. زبان آهنگین، شخصیت‌های فراوان، داستان‌های پرحادثه و صحنه‌های جنگ و پهلوانی این اثر، آن را برای اجرای شفاهی بسیار مناسب کرده است. نقال می‌توانست یک داستان کوتاه مانند نبرد رستم و اشکبوس را در یک مجلس روایت کند یا داستانی طولانی مانند داستان رستم و سهراب را در چند جلسه ادامه دهد.

نقالان معمولاً تنها متن شاهنامه را از روی کتاب نمی‌خواندند؛ آنها داستان را در حافظه خود نگه می‌داشتند و هنگام اجرا آن را با سبک شخصی، توضیحات، اشعار و حرکات نمایشی بازآفرینی می‌کردند. به همین دلیل روایت یک داستان واحد ممکن بود نزد دو نقال متفاوت از نظر طول، جزئیات و شیوه بیان تفاوت داشته باشد. این ویژگی، نقالی را به هنری زنده و پویا تبدیل کرده است. ( Iranica Online )


مهم‌ترین داستان‌های مورد استفاده در نقالی

گستره داستان‌های نقالی بسیار وسیع بوده است. شاهنامه فردوسی و داستان‌های مربوط به رستم، سهراب، سیاوش، اسفندیار و کیخسرو از شناخته‌شده‌ترین روایت‌های حماسی بودند، اما نقالی تنها به شاهنامه محدود نمی‌شد. داستان‌های اسکندرنامه، حمزه‌نامه، ابومسلم‌نامه، سمک عیار، حسین کرد شبستری و امیرارسلان نیز در دوره‌های مختلف در میان داستان‌های محبوب نقالان قرار داشتند. ( Iranica Online )

در کنار داستان‌های حماسی و پهلوانی، روایت‌های اخلاقی و عاشقانه نیز اجرا می‌شدند. داستان‌هایی مانند لیلی و مجنون، خسرو و شیرین و حکایت‌هایی برگرفته از ادبیات عرفانی و اخلاقی می‌توانستند موضوع اجرای نقال قرار گیرند. این تنوع نشان می‌دهد که نقالی یک قالب محدود به یک کتاب یا یک موضوع نبود، بلکه بستری برای انتقال بخش بزرگی از ادبیات شفاهی و مکتوب ایران محسوب می‌شد.


نقالی مذهبی و روایت عاشورا

یکی از مهم‌ترین تحولات نقالی پس از گسترش تشیع در ایران، افزایش روایت‌های مذهبی و به‌ویژه داستان‌های مرتبط با کربلا و عاشورا بود. نقالان مذهبی داستان زندگی پیامبر اسلام، امامان شیعه، واقعه کربلا، شهادت امام حسین(ع) و یاران او و دیگر روایت‌های مذهبی را برای مردم بازگو می‌کردند. این بخش از سنت داستان‌گویی بعدها با آیین‌های مذهبی مانند روضه‌خوانی و تعزیه نیز ارتباط پیدا کرد، اگرچه این هنرها را نباید کاملاً یکسان دانست. ( Iranica Online )

این تغییر محتوایی نشان‌دهنده توانایی بالای نقالی در سازگار شدن با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر دوره است. نقالی توانست در کنار حفظ داستان‌های ملی و حماسی، روایت‌های دینی را نیز در خود جای دهد و از طریق زبان شفاهی به گروه‌های مختلف جامعه منتقل کند. به همین دلیل در دوره‌های مختلف، نقال می‌توانست هم داستان رستم و سهراب را روایت کند و هم داستان‌های مذهبی را برای مخاطبان خود بازگو نماید.


روضه‌خوانی و ارتباط آن با نقالی

روضه‌خوانی یکی از سنت‌های مهم روایت مذهبی در ایران است که با داستان‌گویی و بیان نمایشی ارتباط تاریخی دارد. اصطلاح روضه‌خوانی با کتاب روضه‌الشهداء اثر حسین واعظ کاشفی ارتباط دارد که در اوایل دوره صفوی نوشته شد و بعدها تأثیر زیادی بر سنت‌های روایت مصائب مذهبی گذاشت. ایرانیکا نیز منشأ اصطلاح روضه‌خوانی را به این اثر نسبت می‌دهد. ( Iranica Online )

با این حال، نباید روضه‌خوانی را صرفاً شاخه‌ای از نقالی دانست؛ این دو سنت از نظر زمینه، کارکرد و شیوه اجرا تفاوت‌هایی دارند. نقطه اشتراک آنها در استفاده از روایت، لحن، حافظه، شعر و برانگیختن احساس مخاطب است. از همین ارتباط تاریخی است که می‌توان بخشی از زمینه فرهنگی شکل‌گیری و گسترش روایت‌های نمایشی مذهبی در ایران را بهتر فهمید.


پرده‌خوانی چیست؟

در پرده‌خوانی یک پرده بزرگ نقاشی‌شده به عنوان ابزار دیداری روایت مورد استفاده قرار می‌گیرد. پرده معمولاً مجموعه‌ای از شخصیت‌ها و صحنه‌های یک داستان را در کنار یکدیگر نمایش می‌دهد و نقال با اشاره به قسمت‌های مختلف تصویر، داستان را برای مخاطبان شرح می‌دهد.

موضوع پرده می‌توانست حماسی یا مذهبی باشد. در پرده‌های حماسی، صحنه‌هایی از شاهنامه مانند نبرد رستم و سهراب یا داستان اسفندیار به تصویر کشیده می‌شد و در پرده‌های مذهبی، وقایع کربلا، شخصیت‌های مذهبی و صحنه‌های مربوط به عاشورا نمایش داده می‌شدند. منابع پژوهشی نیز از پرده‌هایی با موضوع شاهنامه و همچنین داستان‌های مذهبی و زندگی امامان شیعه یاد کرده‌اند. ( Iranica Online )


پرده‌های نقالی چگونه ساخته می‌شدند؟

پرده‌های نقالی معمولاً بوم‌هایی بزرگ بودند که سطح آنها با مجموعه‌ای از شخصیت‌ها و صحنه‌های داستانی پوشانده می‌شد. نقاش باید صحنه‌های متعدد را به گونه‌ای کنار یکدیگر قرار می‌داد که نقال بتواند هنگام روایت، با اشاره به قسمت‌های مختلف پرده، مسیر داستان را برای مخاطب دنبال کند.

در بسیاری از این آثار، شخصیت اصلی در ابعاد بزرگ‌تر نمایش داده می‌شد و صحنه‌های فرعی در اطراف او قرار می‌گرفتند. بنابراین پرده نقالی تنها یک نقاشی مستقل نبود؛ بلکه ابزار روایت بود و بدون توضیحات نقال، بسیاری از ارتباطات میان شخصیت‌ها و حوادث برای مخاطب روشن نمی‌شد. همین پیوند میان تصویر و روایت، زمینه مهمی برای تحول نقاشی قهوه‌خانه‌ای فراهم کرد. ( Cinema Iranica )


نقالی و نقاشی قهوه‌خانه‌ای

یکی از مهم‌ترین میراث‌های تصویری مرتبط با نقالی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای است. این سبک نقاشی در دوره قاجار به اوج رسید و موضوعات حماسی، مذهبی و ملی را با زبان تصویری مردمی به نمایش گذاشت. بسیاری از موضوعات نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای مستقیماً با داستان‌هایی ارتباط داشتند که نقالان در قهوه‌خانه‌ها برای مردم روایت می‌کردند.

در این نقاشی‌ها، صحنه‌های عاشورا و شخصیت‌های کربلا در کنار داستان‌های شاهنامه و پهلوانان ایرانی قرار می‌گرفتند. به همین دلیل نقاشی قهوه‌خانه‌ای را نمی‌توان جدا از سنت‌های شفاهی و نمایشی ایران بررسی کرد. ایرانیکا نیز استفاده از پرده‌های نقاشی‌شده در قهوه‌خانه برای روایت داستان‌های شاهنامه و داستان‌های مذهبی را ثبت کرده است. ( Iranica Online )

نقالی در قهوه‌خانه‌های ایران

قهوه‌خانه مهم‌ترین فضای اجتماعی نقالی در دوره‌های متأخر ایران بود. با گسترش قهوه‌خانه‌ها در دوره صفوی و رونق آنها در دوره‌های زندیه و قاجار، نقالان به بخش ثابت زندگی اجتماعی شهرها تبدیل شدند. صاحب قهوه‌خانه برای جذب مشتری به نقالی نیاز داشت و نقال نیز از حضور مخاطبان ثابت برای ادامه داستان‌های طولانی خود استفاده می‌کرد. ( Iranica Online )

قهوه‌خانه فقط محل نوشیدن چای نبود؛ فضایی برای گفت‌وگو، شنیدن خبر، شعر، موسیقی، داستان و شکل‌های مختلف سرگرمی عمومی بود. نقال در مرکز توجه قرار می‌گرفت و مخاطبان پیرامون او می‌نشستند. برخی داستان‌ها به صورت دنباله‌دار اجرا می‌شدند و نقال داستان را در حساس‌ترین لحظه متوقف می‌کرد تا مخاطبان برای ادامه آن در روز بعد دوباره به قهوه‌خانه بازگردند. ( Iranica Online )


شیوه اجرای یک نقالی

نقالی نیازمند آمادگی ذهنی و جسمی قابل توجهی است. نقال باید داستان را به خوبی بشناسد، شخصیت‌ها و روابط آنها را به خاطر داشته باشد و بتواند در لحظه مناسب از شعر، نثر، حرکت و تغییر صدا استفاده کند. اجرای موفق نقالی به معنای خواندن ساده یک متن نیست؛ نقال باید داستان را بازآفرینی کند.

در اجرای سنتی، نقال ممکن است برای نمایش شخصیت‌های مختلف حالت بدن خود را تغییر دهد، با چوب نقش شمشیر یا سلاح را تداعی کند، لحن خود را برای شخصیت‌های مختلف تغییر دهد و هنگام رسیدن به صحنه‌های جنگ، هیجان بیشتری ایجاد کند. یونسکو نیز بر اهمیت حرکت، ژست، توانایی بداهه‌پردازی، حافظه و گاه استفاده از موسیقی و پرده‌های نقاشی‌شده در نقالی تأکید کرده است. ( UNESCO ICH )


مرشد یا نقال؟

در سنت نقالی، واژه مرشد نیز برای برخی استادان و نقالان برجسته به کار رفته است. این عنوان در فرهنگ ایرانی بار معنایی خاصی دارد و تنها به معنای داستان‌گو نیست؛ بلکه می‌تواند نشان‌دهنده جایگاه استاد و صاحب تجربه در میان اهل این هنر باشد.

در اجرای نقالی، تجربه و مهارت فردی اهمیت بسیار زیادی دارد. بسیاری از نقالان از طریق تمرین، مشاهده استادان و حفظ کردن داستان‌ها مهارت پیدا می‌کردند و برخلاف برخی هنرهای رسمی، نظام آموزشی یکسان و مدونی برای این هنر وجود نداشت. پژوهش ایرانیکا نیز تأکید می‌کند که در دوره معاصر، آموزش نقالی بیشتر بر تجربه و انتخاب شخصی استوار بوده و نظام رسمی آموزش آن محدود بوده است. ( Iranica Online )


نقالی در دوره قاجار؛ دوران اوج

دوره قاجار را می‌توان یکی از مهم‌ترین دوره‌های شکوفایی نقالی دانست. سفرنامه‌نویسان اروپایی که در این دوره به ایران سفر کردند، بارها از نقالان، داستان‌گوها و اجراهای آنان در قهوه‌خانه‌ها، بازارها و دیگر فضاهای عمومی یاد کرده‌اند. در همین دوره، نقالی نه تنها میان مردم عادی، بلکه در محیط‌های درباری نیز حضور داشت. ( Iranica Online )

نقالی در این دوره به یک هنر حرفه‌ای تبدیل شده بود و برخی نقالان به شهرت زیادی دست پیدا می‌کردند. داستان‌های طولانی، به ویژه داستان‌های شاهنامه و رمانس‌های عامه‌پسند، می‌توانستند هفته‌ها و حتی ماه‌ها ادامه پیدا کنند. همین استمرار، رابطه‌ای پایدار میان نقال و مخاطب ایجاد می‌کرد و قهوه‌خانه را به نوعی فضای نمایشی مردمی تبدیل کرده بود.


نقالی در دوره پهلوی و ظهور رسانه‌های جدید

با ورود رسانه‌های جدید به ایران، شرایط نقالی به تدریج تغییر کرد. ورود چاپ در سده نوزدهم باعث شد بسیاری از داستان‌هایی که پیش‌تر عمدتاً از طریق روایت شفاهی منتقل می‌شدند، در قالب کتابچه‌ها و چاپ‌های ارزان در دسترس مردم قرار گیرند. سپس رادیو، سینما و تلویزیون بخش مهمی از مخاطبان سنتی نقالان را به خود جذب کردند. ( Iranica Online )

رادیو در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی و سپس گسترش تلویزیون و سینما در دهه‌های بعد، باعث شد سرگرمی‌های شنیداری و دیداری جدیدی جای بخشی از کارکردهای قهوه‌خانه و نقال را بگیرند. ایرانیکا گزارش می‌کند که از دهه‌های میانی قرن بیستم، تعداد نقالان حرفه‌ای به شکل چشمگیری کاهش یافت و در دهه‌های بعد این هنر با خطر جدی فراموشی مواجه شد. ( Iranica Online )


نقالی زنان در ایران

نقالی در گذشته عمدتاً حرفه‌ای مردانه بود، اما این وضعیت در دوره معاصر تغییر کرده است. فاطمه حبیب‌زاده، مشهور به گردآفرید ، از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های احیای نقالی زنان در ایران است و ایرانیکا او را نخستین زن نقال در ایران معرفی می‌کند که این سنت را از انحصار مردانه خارج کرد. ( Iranica Online )

حضور زنان در نقالی معاصر اهمیت بیشتری از یک تغییر جنسیتی در اجرا دارد؛ زیرا نشان می‌دهد این هنر می‌تواند از قالب سنتی خود خارج شود و در فضاهای جدید مانند سالن‌های نمایش، جشنواره‌ها، مراکز فرهنگی و اجراهای عمومی ادامه پیدا کند. یونسکو نیز در گزارش‌های جدید خود به افزایش توازن جنسیتی میان اجراکنندگان نقالی اشاره کرده است. ( UNESCO ICH )


ثبت نقالی در یونسکو

نقالی ایران در سال ۲۰۱۱ میلادی برابر با ۱۳۹۰ خورشیدی در ششمین نشست کمیته بین‌دولتی حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در بالی اندونزی به ثبت جهانی رسید. اما یک نکته بسیار مهم درباره این ثبت وجود دارد: نقالی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس در نیاز به حفاظت فوری قرار گرفته است، نه در فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس بشریت. ( UNESCO ICH )

یونسکو دلیل این وضعیت را کاهش محبوبیت نقالی، کم شدن فرصت‌های اجرا، افزایش سن استادان و کاهش انتقال مهارت به نسل‌های جوان عنوان کرده است. در نتیجه، ثبت نقالی در یونسکو صرفاً یک عنوان افتخاری نیست؛ بلکه نوعی هشدار درباره ضرورت حفاظت از این هنر و انتقال آن به نسل‌های آینده نیز محسوب می‌شود. ( UNESCO ICH )


چرا نقالی در فهرست حفاظت فوری یونسکو قرار گرفت؟

پرونده نقالی در سال ۲۰۱۱ معیارهای لازم برای قرار گرفتن در فهرست حفاظت فوری را احراز کرد. یونسکو نقالی را یکی از حاملان اصلی داستان‌های عامیانه، حماسه‌های قومی و موسیقی عامه در ایران دانست و تأکید کرد که قراردادهای نمایشی آن همچنان بر هنرهای اجرایی ایران تأثیر می‌گذارند و به عنوان بخشی از هویت فرهنگی جامعه اهمیت دارند. ( UNESCO ICH )

در عین حال، کمیته یونسکو کاهش تعداد فرصت‌های اجرا و کاهش علاقه نسل جوان را تهدیدی جدی برای تداوم این سنت دانست. به همین دلیل، برنامه حفاظت از نقالی بر آموزش، حمایت از استادان، ایجاد فرصت‌های اجرا و جذب نسل جوان تمرکز دارد. در گزارش سال ۲۰۲۴ یونسکو نیز از بهبود وضعیت نقالی، افزایش تعداد اجراکنندگان، تقویت حضور زنان و تلاش برای جذب نسل جوان یاد شده است. ( UNESCO ICH )


برنامه‌های حفاظت از نقالی

حفاظت از نقالی تنها به نگهداری پرده‌های قدیمی یا ثبت داستان‌های مکتوب محدود نمی‌شود. اصل این میراث در اجرای زنده نهفته است و اگر نقالی اجرا نشود، حتی حفظ پرده‌ها و متن‌های آن نیز نمی‌تواند تمام این میراث را زنده نگه دارد.

به همین دلیل برنامه‌های حفاظت باید آموزش نقالی به نسل جدید، حمایت اقتصادی از استادان و اجراکنندگان، ایجاد فضاهای مناسب برای اجرا، ثبت روایت‌های استادان، مستندسازی شیوه‌های اجرا و معرفی این هنر به مخاطبان جدید را دربرگیرد. یونسکو در گزارش‌های اخیر خود از اقداماتی مانند تقویت اشتغال پایدار نقالان، آموزش نسل جوان، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش مشارکت عمومی حمایت کرده است. ( UNESCO ICH )


نقالی و هویت فرهنگی ایران

اهمیت نقالی تنها در شیوه جذاب داستان‌گویی آن نیست. نقالی یکی از راه‌هایی بوده که بخش بزرگی از حافظه فرهنگی ایرانیان از طریق آن از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. داستان‌های شاهنامه، شخصیت‌های پهلوانی، مفاهیم جوانمردی، روایت‌های مذهبی، داستان‌های عاشقانه و حتی بخشی از موسیقی و ادبیات عامه از طریق این سنت در میان مردم باقی مانده‌اند.

نقال در واقع میان کتاب و مردم، ادبیات و نمایش، گذشته و حال قرار گرفته است. او داستانی را که ممکن است صدها سال قدمت داشته باشد برای مخاطب امروز با زبان و شیوه‌ای قابل فهم روایت می‌کند. همین توانایی در بازآفرینی و سازگار شدن با شرایط اجتماعی، یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری این هنر در تاریخ ایران بوده است. یونسکو نیز نقالی را بخشی از انتقال ادبیات و فرهنگ فارسی و یکی از منابع هویت فرهنگی ایران معرفی می‌کند. ( UNESCO ICH )


نقالی، تعزیه و پرده‌خوانی؛ سه سنت مرتبط اما متفاوت

نقالی، پرده‌خوانی و تعزیه در تاریخ فرهنگ نمایشی ایران ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، اما نباید آنها را یک هنر واحد دانست. نقالی اساساً بر روایت نمایشی داستان استوار است؛ پرده‌خوانی روایت داستان با کمک پرده تصویری است و تعزیه یک نمایش آیینی ـ مذهبی با شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها و ساختار نمایشی مشخص است.

با وجود این تفاوت‌ها، میان آنها تبادل فرهنگی زیادی صورت گرفته است. روایت‌های عاشورایی، شیوه استفاده از شعر و آواز، تغییر لحن، حرکات نمایشی و استفاده از تصاویر مذهبی در دوره‌های مختلف در این هنرها به یکدیگر نزدیک شده‌اند. همین ارتباط تاریخی باعث شده مطالعه هر یک بدون توجه به دیگری تصویر کاملی از فرهنگ نمایشی و شفاهی ایران به دست ندهد.


نقالی در ایران امروز

نقالی امروز دیگر محدود به قهوه‌خانه‌های سنتی نیست. اجراهای نقالی در جشنواره‌های فرهنگی، مراکز هنری، موزه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها، برنامه‌های گردشگری و رویدادهای مرتبط با شاهنامه برگزار می‌شود. این تغییر محیط اجرا برای بقای هنر اهمیت زیادی دارد، زیرا مخاطب امروزی دیگر الزاماً برای شنیدن داستان به قهوه‌خانه نمی‌رود.

از سوی دیگر، انتقال نقالی به صحنه‌های جدید باید با دقت انجام شود. اگر نقالی کاملاً از زمینه فرهنگی و شیوه سنتی خود جدا شود، ممکن است تنها ظاهری نمایشی از آن باقی بماند. یونسکو نیز در گزارش سال ۲۰۲۴ بر توسعه زیرساخت‌ها و ایجاد فرصت‌های تازه برای اجرا تأکید کرده، اما هم‌زمان نسبت به خطر جدا شدن عنصر از زمینه فرهنگی و اجتماعی آن هشدار داده است. ( UNESCO ICH )


نقالی به عنوان تجربه گردشگری فرهنگی

برای گردشگری فرهنگی، نقالی یکی از ارزشمندترین نمونه‌های میراث زنده ایران است. گردشگری که تنها از یک بنای تاریخی بازدید می‌کند، بخشی از تاریخ را از طریق معماری می‌شناسد؛ اما تماشای یک اجرای نقالی امکان تجربه مستقیم بخشی از ادبیات، موسیقی، حافظه تاریخی و فرهنگ شفاهی ایران را فراهم می‌کند.

به همین دلیل، نقالی می‌تواند در برنامه‌های گردشگری فرهنگی شهرهای تاریخی ایران جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. اجرای داستان‌های مرتبط با همان شهر یا منطقه، مانند داستان‌های شاهنامه، روایت‌های محلی، قصه‌های پهلوانی یا داستان‌های مذهبی، می‌تواند ارتباط گردشگر با مقصد را عمیق‌تر کند و میراث ناملموس را از یک مفهوم کتابی به یک تجربه زنده تبدیل نماید.


مهم‌ترین عناصر نقالی

عنصر
نقش در نقالی
نقال
راوی، بازیگر و بازآفرین داستان
داستان
محتوای اصلی اجرا، حماسی، مذهبی، عاشقانه یا اخلاقی
شعر
ایجاد موسیقی کلام و انتقال بخش‌های مهم داستان
نثر
روایت پیوسته و توضیح وقایع
حرکات بدن
بازسازی شخصیت‌ها و صحنه‌های داستان
تغییر صدا
تفکیک شخصیت‌ها و افزایش هیجان
موسیقی
در برخی شیوه‌های اجرا برای تقویت فضای روایت
پرده
ابزار تصویری در پرده‌خوانی
طومار
متن یا یادداشت داستانی مورد استفاده برخی نقالان
مخاطب
عنصر فعال در فضای اجرای سنتی
قهوه‌خانه
مهم‌ترین فضای تاریخی اجرای نقالی در دوره‌های متأخر
بداهه‌پردازی
امکان تغییر و گسترش داستان در هنگام اجرا

نقالی در یک نگاه

موضوع
اطلاعات
نام میراث
نقالی
نام انگلیسی یونسکو

Naqqāli, Iranian dramatic story-telling

ماهیت
میراث فرهنگی ناملموس
حوزه
داستان‌گویی، نمایش، ادبیات شفاهی
کشور ثبت‌کننده
ایران
سال ثبت جهانی
۲۰۱۱ میلادی
سال خورشیدی
۱۳۹۰
نشست ثبت
ششمین نشست کمیته بین‌دولتی یونسکو
محل نشست
بالی، اندونزی
نوع فهرست
فهرست میراث فرهنگی ناملموس در نیاز به حفاظت فوری
شماره پرونده
00535
مهم‌ترین محتوای سنتی
حماسه، شاهنامه، داستان‌های عامیانه و مذهبی
ابزارهای احتمالی
پرده، طومار، چوب و گاه موسیقی
محل تاریخی اجرا
قهوه‌خانه، میدان، بازار، کاروانسرا، روستا و فضاهای عمومی
زبان اصلی
فارسی و گونه‌های زبانی و گویشی محلی
تهدید اصلی
کاهش اجرا، کاهش مخاطب و ضعف انتقال نسل به نسل
وضعیت امروز
در حال حفاظت و احیا

فاصله و دسترسی؛ نکته مهم درباره نقالی

از آنجا که  نقالی یک میراث ناملموس و سراسری ایران است و یک بنای مشخص با مختصات جغرافیایی واحد ندارد ، ارائه فاصله تا فرودگاه، ایستگاه راه‌آهن یا جاذبه‌های اطراف آن به شکل معمول مقاله‌های مربوط به بناهای تاریخی، از نظر اطلاعات گردشگری دقیق نیست. نقالی در طول تاریخ در شهرها و مناطق مختلف ایران اجرا شده و یونسکو نیز آن را میراثی در گستره کشور ایران معرفی می‌کند. ( UNESCO ICH )

بنابراین در این مقاله به جای ساختن یک جدول فاصله مصنوعی، باید محل اجرای مشخص نقالی مبنای محاسبه فاصله‌ها قرار گیرد. برای مثال اگر مقاله به «نقالی در قهوه‌خانه‌های تاریخی تهران» یا «نقالی در یک جشنواره مشخص» اختصاص پیدا کند، در همان مقاله می‌توان جدول کامل فاصله تا فرودگاه، راه‌آهن، پایانه اتوبوس، مترو، هتل‌ها و جاذبه‌های تاریخی و گردشگری اطراف را ارائه کرد. این روش از درج فاصله‌های غیرمرتبط و گمراه‌کننده جلوگیری می‌کند.


پرسش‌های متداول درباره نقالی و پرده‌خوانی

نقالی چیست؟

نقالی هنر داستان‌گویی نمایشی ایرانی است که در آن نقال داستان‌های حماسی، مذهبی، تاریخی یا عامیانه را با استفاده از شعر، نثر، تغییر صدا، حرکات بدن و گاه موسیقی روایت می‌کند. ( UNESCO ICH )

آیا نقالی و پرده‌خوانی یکی هستند؟

خیر. پرده‌خوانی گونه‌ای از داستان‌گویی تصویری است که در آن از پرده نقاشی‌شده برای روایت استفاده می‌شود، در حالی که نقالی الزاماً به پرده نیاز ندارد. ( Iranica Online )

مهم‌ترین داستان نقالی چیست؟

شاهنامه و داستان‌های پهلوانی آن از مهم‌ترین منابع نقالی هستند، اما داستان‌های مذهبی، عاشقانه، عامیانه و آثار روایی دیگری مانند حمزه‌نامه، اسکندرنامه و سمک عیار نیز در این سنت روایت شده‌اند. ( Iranica Online )

نقالی در چه مکان‌هایی اجرا می‌شد؟

نقالی در دوره‌های مختلف در میدان‌ها، بازارها، مسجدها، کنار جاده‌ها، کاروانسراها، روستاها و به‌ویژه قهوه‌خانه‌ها اجرا می‌شد. ( Iranica Online )

نقالی چه زمانی در یونسکو ثبت شد؟

نقالی در سال ۲۰۱۱ میلادی برابر با ۱۳۹۰ خورشیدی در فهرست میراث فرهنگی ناملموس در نیاز به حفاظت فوری یونسکو ثبت شد. ( UNESCO ICH )

چرا نقالی در فهرست حفاظت فوری قرار گرفت؟

کاهش محبوبیت قهوه‌خانه‌ها و شکل‌های سنتی اجرا، کاهش فرصت‌های کاری نقالان و کاهش انتقال این هنر به نسل جوان از مهم‌ترین دلایل ثبت آن در فهرست حفاظت فوری بود. ( UNESCO ICH )

آیا زنان نیز نقالی می‌کنند؟

بله. در دوره معاصر زنان نیز وارد عرصه نقالی شده‌اند و فاطمه حبیب‌زاده، مشهور به گردآفرید، از چهره‌های شاخص این تحول است. ( Iranica Online )


توصیه سفرهای ناز

اگر در سفرهای فرهنگی ایران با یک اجرای نقالی روبه‌رو شدید، آن را صرفاً یک برنامه سرگرمی نبینید. نقالی فرصتی برای شنیدن  شاهنامه، ادبیات فارسی، روایت‌های مذهبی و داستان‌های عامیانه از زبان یک حامل زنده میراث فرهنگی  است. تفاوت اصلی این تجربه با خواندن یک کتاب در این است که نقال داستان را با صدا، حرکت، مکث، هیجان و ارتباط مستقیم با مخاطب بازآفرینی می‌کند.

برای شناخت عمیق‌تر این هنر، ترکیب نقالی با بازدید از  قهوه‌خانه‌های تاریخی، موزه‌های مردم‌شناسی، مراکز نگهداری نقاشی قهوه‌خانه‌ای، شهرهای تاریخی و رویدادهای فرهنگی مرتبط با شاهنامه  تجربه کامل‌تری ایجاد می‌کند. به‌ویژه اگر اجرای نقالی با معرفی پرده‌های قدیمی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و داستان‌های محلی همراه شود، گردشگر می‌تواند ارتباط میان ادبیات، هنرهای تجسمی، نمایش و زندگی اجتماعی ایرانیان را بهتر درک کند.

از نگاه سفرهای ناز، اهمیت واقعی نقالی در این است که  میراثی برای تماشا در ویترین نیست؛ میراثی است که باید شنیده و تجربه شود.  تا زمانی که نقال داستانی را برای مخاطب زنده روایت می‌کند، شاهنامه و بسیاری از روایت‌های تاریخی و فرهنگی ایران همچنان امکان زندگی در فضای معاصر را دارند.


منابع و مراجع

منابع فارسی

منابع فارسی مرتبط با نقالی، شاهنامه‌خوانی، پرده‌خوانی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و تاریخ نمایش سنتی ایران می‌توانند برای تکمیل بخش‌های پژوهشی مقاله مورد استفاده قرار گیرند؛ با این حال، برای ادعاهای مربوط به ثبت جهانی، عنوان پرونده، وضعیت حفاظتی و تصمیمات یونسکو ، منبع اصلی باید خود یونسکو باشد.

منابع رسمی و بین‌المللی

منابع پژوهشی انگلیسی

منابع روسی

در منابع روسی در دسترس، منبع مستقیمی با اعتبار و جزئیات کافی برای استناد تاریخی به نقالی پیدا نشد؛ بنابراین برای جلوگیری از ایجاد فهرست منابع صوری، منبع روسی غیرمرتبط در این مقاله درج نشده است.


جمع‌بندی

نقالی یکی از مهم‌ترین نمونه‌های میراث شفاهی و نمایشی ایران است که در طول قرن‌ها توانسته میان ادبیات، حماسه، مذهب، موسیقی، نقاشی و زندگی اجتماعی پیوند برقرار کند. از داستان‌های پهلوانی ایران باستان و شاهنامه فردوسی گرفته تا روایت‌های مذهبی و عاشورایی، این هنر همواره خود را با نیازهای فرهنگی جامعه سازگار کرده است.

پرده‌خوانی نیز به عنوان شکل تصویری این سنت، زمینه ارتباط نقالی با پرده‌های مذهبی و حماسی و سپس نقاشی قهوه‌خانه‌ای را فراهم کرد. قهوه‌خانه‌های دوره صفوی و قاجار مهم‌ترین عرصه شکوفایی نقالی بودند، اما ظهور چاپ، رادیو، سینما و تلویزیون در قرن بیستم این سنت را با بحران جدی مواجه کرد. به همین دلیل یونسکو در سال ۲۰۱۱ نقالی را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس در نیاز به حفاظت فوری قرار داد. ( UNESCO ICH )

امروز حفاظت از نقالی تنها به معنای حفظ چند پرده قدیمی یا ثبت داستان‌های نقالان گذشته نیست؛ مهم‌ترین راه حفاظت از آن،  زنده نگه داشتن اجرا، تربیت نقالان جوان، ایجاد فرصت‌های واقعی برای اجرا و پیوند دادن این هنر با مخاطب امروز است. گزارش یونسکو در سال ۲۰۲۴ نیز نشان می‌دهد که این مسیر در ایران دنبال شده و وضعیت نقالی نسبت به گذشته بهبودهایی داشته است. ( UNESCO ICH )

موقعیت روی نقشه

از آنجا که نقالی یک میراث فرهنگی ناملموس سراسری است و نقطه جغرافیایی واحدی ندارد، درج مختصات یک شهر به عنوان «موقعیت نقالی» اطلاعات نادرستی ایجاد می‌کند.